گربال
لغت نامه دهخدا
گربال. [ گ ِ / گ َ ] ( اِ ) غربال است و بدان چیزها بیزند و بعضی گویند غربال معرب گربال است. ( برهان ). رجوع به غربال شود.
فرهنگ معین
(گَ ) (اِ. ) غربال.
فرهنگ عمید
= غربال
فرهنگ فارسی
غربال
ویکی واژه
غربال.
جمله سازی با گربال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشق است درین عالم اگربال وپری هست رحم است برآن مرغ که بی پرشده باشد
💡 تا فروغ شعلهٔ خورشید حسنی دیدهام صبح اگربالد به چشم منکف خاکسترست
💡 بی پر و بالی مرا محبوس دارد در فلک می شکستم بیضه را گربال و پر می داشتم