گران شدن. [ گ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ناگوار و نامطبوع گردیدن:
کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم
از آن سبب که به خیری همی بپوشم ورد.کسائی.از بس که سر به خانه هر کس فروکند
سرد و گران و بی مزه شد میهمان برف.کمال الدین اسماعیل. || سنگین شدن سر پس ازنشئه شراب. خمارآلودگی:
چو شد نوش خورده شتاب آمدش
گران شد سرش رای خواب آمدش.فردوسی. || کنایه است از نزدیک شدن وضع حمل:
بر آن نیز بگذشت یکچند روز
گران شد فرنگیس گیتی فروز.فردوسی.
۱ - سنگین شدن وزین گشتن. یا گران شدن رکاب. ۱ - فشار آمدن بر رکاب تا مرکوب تند رود. ۲ - بشتاب رفتن. یا گران شدن سر. سرگران شدن تکبر ورزیدن. یاگران شدن سر از خواب. بخواب رفتن: زضعف تن شده ام آن چنان که گر بمثل گران شود سرم از خواب بشکند کمرم. ( جامی ) یا گران شدن عنان. کشیده شدن عنان اسب برای متوقف ساختن آن. ۲ - دارای بهای زیاد شدن مقابل ارزان شدن.
فارسی
بالا رفتن قیمت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز هر سو برفتند کاریگران شدند انجمن چون سپاهی گران
💡 گران شدن سبکی را در آستین دارد که هست لازم ثقل ثقیل خفتها
💡 جان اسیر بنده بیگانه طرز تو بیهوده سرگران شدن ای تندخو چرا