گران دو

لغت نامه دهخدا

گران دو. [ گ ِدَ / دُو ] ( ص مرکب ) اسب آهسته رو. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آنکه آهسته دود کسی که کند دود: اسب گران دو.

جمله سازی با گران دو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وگر برفت و نرفتی چو دیگران دو سه روز نه تو بماندی آخر نه او نخستین رفت

💡 جهد آن کن که در این حادثه و درد گران دور باشی ز تهور که ندارند به فال

💡 چهارم مروت که خاصیتی روحانی است و صفتی ملکی.حکیمی را پرسیدند که مروت چیست؟ گفت شر خود از دیگران دور داشتن، و در حد وسع خود راحت رسانیدن.

💡 سوء برداشت رایجی است که متمم اول همه، از جمله بنگاه‌های خصوصی غیرحکومتی، را از محدود کردن آزادی بیان بازمی‌دارد. این متمم تنها به کنشگران دولتی قابل اعمال است.

💡 بار بر کس گر نهی دوش خودت گردد گران دوش خودخواهی سبک بر کس میفکن بار خویش

💡 به عهد پیریم یاری وفا پرور به چنگ آمد عبث کردیم صرف دیگران دور جوانی را