گاف
مترادفها
اشتباه، لغزش، خطا
متضادها
دقت، درستی
لغت نامه دهخدا
گاف. ( اِ ) نام حرف بیست و ششم از الفبای فارسی و از حروف معقوده. رجوع به «گ » شود. || شکاف. درز:
بیامد قلون تا بنزدیک در
ز گاف در خانه بنمود سر.فردوسی.ظاهراً «کاف » صحیح است، مخفف شکاف. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). رجوع به کاف شود. || لاف که سخنان دروغ و گزاف و لاطائل و تجاوز کردن از حد و اندازه خود باشد. ( برهان ).اغراق.
فرهنگ معین
(حر. )بیست و ششمین حرف از حروف الفبای فارسی.
فرهنگ عمید
نام حرف «گ».
فرهنگ فارسی
( اسم ) نام بیست و ششمین حرف از الفبای فارسی.
ویکی واژه
بیست و ششمین حرف از حروف الفبای فارسی.
جمله سازی با گاف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پرده بدرید، کس این راز نخواهد پوشید غنچه بشگافت، سرش باز نخواهد پیوست
💡 قافْ، قَندهْ تنه لُو به هدیه دپاتنْ گافْ، گیرمه ترهْکَشْ، گلهْ دیمْ تنها تَنْ
💡 پاسخ بهین برای برنامهی خطی باشند، گاف درستالی در کمینهسازی به دیسهی
💡 فیض سبحانی و آن لاهوت ربانی قرین امر گاف و نون و آن عزم همایون توامان
💡 هیچ نامی بی حقیقت دیدهای یا ز گاف و لامِ گُل، گُل چیدهای
💡 عود یک لافشان ازرق گردون شگاف کرده زوال الدرک دعوی اعلی الرتب
💡 سیاستمدار اصلی در جریان مصاحبه تلویزیونی با بیان یک جمله اشتباه و بیملاحظه، گاف بزرگی مرتکب شد که باعث انتقادات شدید افکار عمومی گردید.
💡 اشتباهات محاسباتی در گزارشهای اقتصادی سالانه میتواند گاف بزرگی برای مدیریت شرکت محسوب شود و اعتماد سرمایهگذاران را به شدت از بین ببرد.
💡 در مسابقات ورزشی حرفهای، کوچکترین گاف دفاعی میتواند منجر به گل شدن توپ و تغییر نتیجه حساس بازی و شکست تیم شود.