گاف. ( اِ ) نام حرف بیست و ششم از الفبای فارسی و از حروف معقوده. رجوع به «گ » شود. || شکاف. درز:
بیامد قلون تا بنزدیک در
ز گاف در خانه بنمود سر.فردوسی.ظاهراً «کاف » صحیح است، مخفف شکاف. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). رجوع به کاف شود. || لاف که سخنان دروغ و گزاف و لاطائل و تجاوز کردن از حد و اندازه خود باشد. ( برهان ).اغراق.
(حر. )بیست و ششمین حرف از حروف الفبای فارسی.
نام حرف «گ».
( اسم ) نام بیست و ششمین حرف از الفبای فارسی.
بیست و ششمین حرف از حروف الفبای فارسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرده بدرید، کس این راز نخواهد پوشید غنچه بشگافت، سرش باز نخواهد پیوست
💡 قافْ، قَندهْ تنه لُو به هدیه دپاتنْ گافْ، گیرمه ترهْکَشْ، گلهْ دیمْ تنها تَنْ
💡 پاسخ بهین برای برنامهی خطی باشند، گاف درستالی در کمینهسازی به دیسهی
💡 فیض سبحانی و آن لاهوت ربانی قرین امر گاف و نون و آن عزم همایون توامان
💡 هیچ نامی بی حقیقت دیدهای یا ز گاف و لامِ گُل، گُل چیدهای
💡 عود یک لافشان ازرق گردون شگاف کرده زوال الدرک دعوی اعلی الرتب