کینه‌جویی

متضادها

بخشش، گذشت، مهربانی، محبت

لغت نامه دهخدا

کینه جویی. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) کینه خواهی. ( ناظم الاطباء ). انتقام جویی. دشمنی:
عجب ناید ز خوبان تندخویی
چنان کز مهر گردون کینه جویی.نظامی.کینه جویی روش احسان نیست
هرکه احسان نکند انسان نیست.جامی.و رجوع به کینه جو و کین جویی شود.

فرهنگ عمید

انتقام جویی.

فرهنگ فارسی

انتقام جویی

جمله سازی با کینه‌جویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سر زلف کینه‌افشاهن مژه مست کینه‌جویی ز تو بهتری نباشد ستم ترا گواهی

💡 هرکه را دل از غبارکینه‌جوییها تهی‌ست می‌کشد همچون نیام آسوده در برتیغ را

💡 باز ناز ماه‌رویی می‌برم باز مهر کینه‌جویی می‌برم

💡 کینه‌جویی نیست باری درخور مردان مرد کاین صفت دور از بزرگان شیوهٔ دونان بود

💡 کینه‌جویی ز شه روا نبود کینه‌جو به که پادشاه نبود

💡 کینه‌جویی و نگه داشتن کینه‌های قدیمی در قلب، می‌تواند مانع اصلی در رسیدن به صلح پایدار و همکاری‌های سازنده میان گروه‌های مختلف در یک جامعه‌ی بزرگ باشد.

💡 او با وجود داشتن شخصیت بسیار مهربان، گاهی در برابر کسانی که به او آسیب رسانده‌اند دچار کینه‌جویی می‌شود که در نهایت آرامش روحی خودش را سلب می‌کند.

💡 برای پیشرفت در روابط اجتماعی و ایجاد محیطی سالم، باید از رفتارهای مبتنی بر کینه‌جویی دوری کرد و به جای آن به دنبال بخشش و گذشت از دیگران بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران