کیفیت به طور کلی به ویژگیها و خصوصیاتی اشاره دارد که یک محصول، خدمات، یا پدیده را از نظر برتری و مطلوبیت مشخص میکند. این ویژگیها میتوانند شامل مطابقت با استانداردها، عملکرد مناسب، قابلیت اطمینان، و دوام باشند. به عبارت دیگر، به ما اجازه میدهد تا ارزیابی دقیقی از آنچه در دست داریم انجام دهیم و تصمیمگیریهای بهتری را در مورد خرید یا استفاده از محصولات و خدمات مختلف اتخاذ کنیم. برای مثال، یک محصول با کیفیت باید توانایی انجام وظایف خود را به نحو احسن داشته باشد و در شرایط مختلف، عملکرد ثابتی از خود نشان دهد. این امر نه تنها به رضایت مشتری کمک میکند، بلکه به اعتبار و شهرت برند نیز میافزاید. همچنین، کیفیت میتواند به عنوان معیاری برای تمایز میان محصولات و خدمات مختلف در بازار عمل کند و مصرفکنندگان را به سمت انتخاب گزینههای بهتر سوق دهد. در نهایت، توجه به کیفیت در تمامی مراحل طراحی، تولید، و ارائه خدمات، نه تنها به افزایش رضایت مشتریان کمک میکند، بلکه میتواند به بهبود مستمر فرآیندها و محصولات نیز منجر شود. بنابراین، درک و رعایت این واژه، یک اصل اساسی برای موفقیت در دنیای رقابتی امروز به شمار میآید و میتواند تاثیرات مثبتی بر روی تمامی جنبههای کسب و کار داشته باشد.
کیفیت
لغت نامه دهخدا
کیفیت. [ ک َ / ک ِ فی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) چگونگی و حالت و وضعی که حاصل باشد در چیزی، و در فارسی به تخفیف نیز آید. ( غیاث ). صفت و چگونگی. ( ناظم الاطباء ). چگونگی. چونی. ( فرهنگ فارسی معین ): کیفیت به پارسی چگونگی باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ). وحوش از صورت و کیفیت حال پرسیدند. ( کلیله و دمنه ). و در آن کیفیت صنعت و نسب و مذهب من مشبع و مقرر گرداند. ( کلیله و دمنه ). ناصرالدین را کیفیت حال او معلوم کردند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 29 ). امیرک طوسی ایشان را چند روز میهمانی کرد تا کیفیت حال لشکر و حیات و ممات و هلاک و نجات هر یک بدیشان رسد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 129 ). آثار کفایت رئیس ابوعلی و کیفیت حال شهر و رعیت پیش سلطان موقعِ تمام یافت. ( ترجمه تاریخ یمینی ). یکی از وزیران گفتش پاس خاطر ملک را روا باشد که چند روزی به شهر اندر آیی و کیفیت مقام معلوم کنی. ( گلستان ).گفتم... مرا کرامت این شخص ظاهر شد، گفت مرا بر کیفیت آن واقف نگردانی تا منش هم تقرب کنم. ( گلستان ).
- کیفیت تسخیر؛ چگونگی تسخیر و طریقه تسخیر. ( ناظم الاطباء ).
- کیفیت راسخه؛ صفت ثابت و پایدار. ( ناظم الاطباء ).
- کیفیت عارضه؛ صفت عارض و غیرثابت و ناپایدار. ( ناظم الاطباء ).
- کیفیت عرضیه؛ ( اصطلاح طب ) کیفیتی است که محدث آن طبیعت دوا نباشد بلکه امری خارج باشد، چون آب مسخن، یا از داخل، چون عفونت. ( از بحرالجواهر، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- کیفیت فاعلیه؛ ( اصطلاح طب ) حرارت و برودت. ( از یادداشت ایضاً ).
- کیفیت منفعله؛ ( اصطلاح طب ) رطوبت و یبوست. ( از یادداشت ایضاً ).
|| حکایت و داستان. ( ناظم الاطباء ). || بیان و توضیح. || باعث. || بابت. || نسبت. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || فارسیان کیف و کیفیت به معنی مستی و حالتی که ازخوردن مسکرات به هم رسد، استعمال نمایند، پسین به تخفیف نیز آرند، و «سرشار» از صفات اوست، و با لفظ بردن و ریختن و خواستن و دادن و دانستن و بودن و نهادن و گرفتن و بر سر زدن مستعمل است. ( از آنندراج ). کیف و نشئه و خوشی و خوش حالتی به واسطه شراب و دیگر مشروبات. ( ناظم الاطباء ):
می کو ز دست ساقی مشکین کلاله نیست
در صد سبوش کیفیت یک پیاله نیست.؟ ( از آنندراج ).بده ساقی امشب ز می ساغرم
که کیفیت شمعزد بر سرم.
فرهنگ معین
(کِ یا کَ فِ یَّ ) [ ع. کیفیة ] (مص جع. ) صفت، چگونگی.
فرهنگ عمید
۱. صفت، حالت، و چگونگی کسی یا چیزی.
۲. [مجاز] میزان مرغوب بودن.
۳. [قدیمی، مجاز] مست کننده بودن.
۴. [قدیمی، مجاز] لذت.
فرهنگ فارسی
چگونگی، چونی، صفت وحالت وچگونگی چیزی
۱ - چگونگی چونی: اما کیفیت تیمم آنست که.... ۲ - کیف بودن جمع: کیفیات. توضیح انواع کیفیات بنابر مشهور چهار است: الف - کیفیات نفسانی ( نفسانیه ) که عبارت از ملکات و حالات باشد فخر رازی از کیفیات نفسانی به کمالات تعبیر کرده ) ب - کیفیات محسوس ( محسوسه ) بحواس ظاهری که انفعالیات و انفعالات باشد ج - کیفیات مختص ( مختصه ) بکمیات مانند تثلیث و تربیع و غیره. د - کیفیات استعدادی مانند قوت و ضعف. یا کیفیت راسخه. صفت ثابت حالت ثابت. یا کیفیت عارضه. صفت عارض و نا پایدار.
ویکی واژه
qualità
صفت، چگونگی.
چگونگی و حالت
جمله سازی با کیفیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کیفیت جوانی ما را خمار نیست کز دست پیر میکده ساغر گرفتهایم
💡 هر روز دهد حسن ترا رونق دیگر کیفیت نظّاره صاحبنظری چند
💡 آیین گدا را به توانگر چه مناسب کیفیت بی قیدی ما شاه ندارد