لغت نامه دهخدا
کوسن. [ س َ ] ( اِ ) ( در بم ) قسمی گیاه طبی که شکم راند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کوسن. [ س َ ] ( اِ ) ( در بم ) قسمی گیاه طبی که شکم راند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
(سَ ) [ فر. ] (اِ. ) بالش، بالشتک.
بالش کوچک تزیینی که برای تکیه دادن روی مبل یا کاناپه گذاشته می شود.
بالش، بالشتک، زیرسری
قسمی گیاه طبی که شکم راند.
کوسن ( به آلمانی: Kössen ) یک منطقهٔ مسکونی در اتریش است که در کیتسبول واقع شده است. کوسن ۴٬۲۰۹ نفر جمعیت دارد.
بالش، بالشتک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ایتالیا وقایع موسوم به «دوسالگان سرخ» با اعتصابهای عمومی، تظاهراتهای کارگری و تجربیات خود-مدیریتی از طریق تصرف کارخانهها و زمین شکل گرفت. در تورین و میلان شوراهای کارگری تشکیل شدند و آنارکوسندیکالیستها به تسخیر کارخانهها دست زدند.
💡 خود یک تامل کن و این نکته نکوسنج در حاشیت و متنش بنگر ز چپ و راست
💡 شاهان جهان که از صدای کوسند مست و گه رحلت همه تن افسوسند