عشق زدن

لغت نامه دهخدا

عشق زدن. [ ع ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در اصطلاح رنود، به منزله سلام گفتن بود که گاه بمعنی مشهور آید که فعل شرعی است و گاه بجای الوداع استعمال کنند. ( آنندراج ).عشق گفتن. رجوع به عشق و عشق گفتن شود:
عشق زد شمع که ای سوختگان خوش باشید
شعله هم آب بقائی است که من می دانم.میرزا عبدالقادر بیدل ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

در اصطلاح رنود به منزله سلام گفتن بود که گاه بمعنی مشهور آید که فعل شرعی است و گاه بجای الوداع استعمال کنند عشق گفتن

جمله سازی با عشق زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر نمی‌کشت مرا، خلق نمی‌دانستند که دم از عشق زدن این همه کیفر دارد

💡 سکه عشق زدن محض غلط بود، غلط عاشق ترک شدن عین خطا بود، خطا

💡 سرپنجه دریا نتوان تافت به خاشاک با عشق زدن پنجه ز نادانی عقل است

استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز