فرهنگ فارسی
کم خوردن کم خوراکی.
کم خوردن کم خوراکی.
{hypophagia} [تغذیه] مصرف کم مواد غذایی به نحو غیرطبیعی
مصرف کم مواد غذایی بهنحو غیرطبیعی.
💡 گرنه زان گونه طلسمی ساختی هر شکمخواری بدانجا تاختی
💡 سیر نوشی از طعام و نقل حق تا رود از تو شکمخواری و دق
💡 هرکجا چون زمین شکمخواریست از زمین خورد او شکمواریست
💡 چو قرص گرم فلک دید گل دهن بگشود ندانمش زه چه پیدا شد این شکمخواری