فرهنگ معین
(کَ ) (ص. ) خجالتی، خجول.
(کَ ) (ص. ) خجالتی، خجول.
باشرم.
(گفتگو): آنکه نمیتواند به راحتی سخن یا خواسته خود را مطرح کند یا در حضور جمع ابراز وجود کند، خجالتی، خجول، مقابل پررو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس کسا کز در او باز همی خواهد گشت همچو میران و شهان با کمرو تاج و کلاه
💡 در سریال جنایی شکارچی ذهن، کمرون بریتون نقش اد کمپر را ایفا کردهاست.
💡 به میکشان کمرو تاج لعل می بخشد به هر پیاله ز موج و حباب شیشه ما
💡 چون سراپا همه را هست به سوداش سری صد کمروار سرین بسته به موی کمری
💡 لابه آغازم و دستان زنم و باده خورم تا کمروار در آید به میان دستانم