کم دلی
فرهنگ معین
( ~. ) (حامص. ) جبن، ترس.
فرهنگ فارسی
بزدلی بی جراتی.
ویکی واژه
جبن، ترس.
جمله سازی با کم دلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دور تو کم کسی امان یابد در عشق تو کم دلی زبان یابد
💡 شمع سان بر سوز سینه، قطره ی اشکم دلیل همچو گل بر حال دل، چاک گریبانم گواه
💡 روبهی را گفت باید شیر نر کم دلی را رستم و اسفنیار
💡 مردِ سپاهی و به این کم دلی! بچّه به این جاهلی و کاهلی!
💡 در موقعیتهای دشوار و بحرانی، کم دلی و تردید در تصمیمگیری میتواند منجر به اتخاذ تصمیماتی شود که در نهایت به شکست کامل تیم منجر میگردد.
💡 او همیشه سعی میکرد با تقویت روحیه و اعتماد به نفس، بر کم دلی و ترسهای درونی خود غلبه کند تا بتواند در زندگی موفق شود.
💡 بسیاری از پروژههای بزرگ در مراحل اولیه با چالش کم دلی و بیانگیزگی از سوی اعضای تیم مواجه شدند که مدیریت بسیار دشواری داشت.