فرهنگ معین
( ~. ) (حامص. ) جبن، ترس.
( ~. ) (حامص. ) جبن، ترس.
بزدلی بی جراتی.
جبن، ترس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دور تو کم کسی امان یابد در عشق تو کم دلی زبان یابد
💡 شمع سان بر سوز سینه، قطره ی اشکم دلیل همچو گل بر حال دل، چاک گریبانم گواه
💡 روبهی را گفت باید شیر نر کم دلی را رستم و اسفنیار
💡 مردِ سپاهی و به این کم دلی! بچّه به این جاهلی و کاهلی!