کم دل

فرهنگ معین

(کَ. دِ ) (ص مر. ) بی جرأت، ترسو.

فرهنگ عمید

کم جرٲت، ترسو.

فرهنگ فارسی

آنکه جراتی ندارد بزدل.

ویکی واژه

بی جرأت، ترسو.

جمله سازی با کم دل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با چنین درد که از طاقت دل بیش آمد حاصل قصه همین است که گیرم کم دل

💡 نزد محکم دل او باج فرستد الوند عرش با فرش رهش خورد نیارد سوگند

💡 دلبر که بدو بود مرا مرهم دل بگرفت کم من و نگیرد کم دل

💡 رای من خود همه آنست که گیرم کم دل تا چه آرد به سرم عادت خودرائی من

💡 هراس نیست مرا هیچگه ز حملهٔ گرگ هراس کم دلی برهٔ جبان دارم

💡 حکم دل بینندگان را جان فزود هرچه دل گوید برآن نتوان فزود