کفنده

فرهنگ معین

(کَ فَ دَ یا دِ ) (اِفا. ) ۱ - از هم باز شونده. ۲ - از هم باز کننده، شکافنده.

جمله سازی با کفنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و یا اندر مه نیسان ببستان در بنفشه ستان بیکفنده است زرین نعل اسب شاه روز افزون

💡 مترسان براکفنده را در سلوک ز هول بیابان و راه دراز