لغت نامه دهخدا
کفج. [ ک َ ] ( اِ ) کف. کف دهان. ( یادداشت مؤلف ).
کفج. [ ک َ ] ( اِ ) کف. کف دهان. ( یادداشت مؤلف ).
(کَ ) (اِ. ) کف صابون، کف شیر، کف آب دهن.
کف. کف دهان
کف صابون، کف شیر، کف آب دهن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا شکمی نان و کفی آب هست کفجه مکن بر سر هر کاسه دست
💡 باز چون شب شود از مسجد درخانه رویم باز گیریم به کفجام شراب احمر