مضى

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مُضِیّاً: گذشتن - رفتن (معنای جمله فما استطاعوا مضیا و لا یرجعون این است که: نه میتوانند به سوی عذاب روانه شوند و نه از عذاب برگردند و حالت قبل از عذاب خود را دریابند. پس کلمه مضی و رجوع کنایه هستند از برگشتن به حالت سلامت،از باقی ماندن بر حالت عذاب و مسخ)
ریشه کلمه:
مضی (۵ بار)
رفتن. گذشتن.. به رفتن قدرت نمی‏داشتند و به حالت اول برنمی گشتند رجوع شود به «مسخ». «وَ امْضُوا حَیْثُ تُؤمَروُنَ» بروید به مکانیکه دستور داده می‏شوید... ظاهرا مراد از مضی روشن شدن است یعنی حکایت و طریقه مکذبین اول، روشن شده است که خدا در باره آنها چه کرد.

جمله سازی با مضى

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مجازات نخواند:(قل هو الله احد) در پنج نماز   حديث: 1 ابى رحمه اللهقال حدثنى سعد بن عبدالله عن احمد بن محمد عن على بن سيف بن عميره عن اخيه الحسين عنابيه سيف بن عميره عن منصوربن حازم قال سمعت ابا عبدالله عليه السلاميقول من مضى به يوم واحد صلى فيه خمس صلوات لم يقرا فيها(قل هو الله احد) قيل له يا عبدالله لست من المصلين.

💡 و قـال النـبـى صـلى الله عـليـه و آله: عـايـد المـريـضيـخـوض فى الرحمة فاذا جلس ارتمس فيها و يستحب الدعاءله فـيـقول العائد للمريض: اللهم رب السموات السبع ورب الارضـيـن السـبـع و ما فيهن و ما بينهن و ما تحتهن و ربالعـرش العـظـيـم اشـفـه بـشـفـائك و ادوه بدوائك و عافه منبلائك و اجعل شكايته كفارة لما مضى من ذنوبه و لما بقى،و يـسـتحب للمريض الدعا لعائده فان دعائه مستجاب و يكرهالا طاعة عند المريض.

💡 عن هشام بن سالم، قال: سمعت اءبا عبداللّه عليه السلام يقول: (يساءلونك عن الروح قل الروح من اءمر ربّى ) قال: خلق اءعظم من خلق جبرئيل و ميكائيل لم يكن مع اءحد ممّن مضى غير محمّدصلى الله عليه و آله و هو مع الا ئمة يوفّقهم و يسدّدهم... (1080).

💡 قلت للعمرى: قد مضى ابومحمد؟ فقال لى: قد مضى و لكن قد خلف فيكم من رقبتهمثل هذه؛ و اشار بيده.(81)

💡 گفت: حى على الصلوة، حى على الصلوة. فرمود: راست مى گويد بنده ام دعوتمى كند به دستور واجبم، هر كه با رغبت و ميل به اميد ثواب بسوى اين دستور بشتابدكانت كفارة لما مضى من ذنوبه نماز كفاره گناهان گذشته او است.

ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز