کشا

لغت نامه دهخدا

کشا. [ ک ُ ] ( نف ) صفت دائمی از کشتن. آنکه می کشد. ( از ناظم الاطباء ). قاتل. کشنده.
کشا. [ ک َ / ک ِ ] ( نف ) صفت دائمی از کشیدن. آنکه می کشد. ( ناظم الاطباء ). کشنده.

فرهنگ فارسی

خوردن خیار و مانند آن. خوردن چیزی را چون خیار و مانند آن

جمله سازی با کشا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم چه کمندافکن و دلبند فتادست آن گیسوی در پای‌کشان گفت ترا چه

💡 نزد مستان کشتی می را هنر بی‌لنگری‌ست در کف دریاکشان عیبست اگر مأوا کند

💡 وقت است که هر موری سیمرغ نشان گردد وز باد بهاری مست چون باده کشان گردد

💡 هر غنچه‌ای به ذوق غمی در کشاکش است بی‌غم چرایی ای دل بی‌درد آدمی

💡 کمان نرم، سختی از کشاکش می کشد دایم مبر با آشنایان زینهار از حد تحمل را

ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز