کش و فش

لغت نامه دهخدا

کش و فش. [ ک َ ش ُ /ک َش ْ ش ُ ف َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) کر و فر. دبدبه وجاه و جلال. شأن و تجمل. ( از آنندراج ):
ما مرید جبه ودستار و کش و فش نه ایم
نیست واعظ جز نبی و آل پاکش پیر ما.واعظ ( از آنندراج ).|| ( اِ صوت ) خش و خش. خش و فش.

فرهنگ معین

(کَ شُ فَ ) (اِمر. ) شان و شوکت، کروفر.

فرهنگ عمید

۱. ناز، عشوه.
۲. کرّوفر، شٲن و شوکت.

فرهنگ فارسی

( اسم ) شان و شوکت کر و فر: ( ما مرید جبه و دستار و کش و فش نه ایم نیست واعظ. جز نبی و آل پاکش پیر ما ). ( رفیع واعظ )

جمله سازی با کش و فش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عابدی با شد و مد و کش و فش بهر ترسا بچه‌ای شد، باده‌کش

💡 همه، حدیث جماع و رباب باید گفت همه، حکایت کش و فشار باید کرد

💡 تا کش و فش و عمامه را ته نکنی سیر فلک و ستاره و مه نکنی

💡 ما مرید جبه و دستار و کش و فش نه ایم نیست واعظ جز نبی و آل پاکش پیر ما

💡 گفت با کی نی روم باکش و فش سوی دارالشرع فردا غم مکش

💡 از هوس بگذر! رها کن کش و فش پا ز دامان قناعت، در مکش

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز