کش و فش. [ ک َ ش ُ /ک َش ْ ش ُ ف َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) کر و فر. دبدبه وجاه و جلال. شأن و تجمل. ( از آنندراج ):
ما مرید جبه ودستار و کش و فش نه ایم
نیست واعظ جز نبی و آل پاکش پیر ما.واعظ ( از آنندراج ).|| ( اِ صوت ) خش و خش. خش و فش.
(کَ شُ فَ ) (اِمر. ) شان و شوکت، کروفر.
۱. ناز، عشوه.
۲. کرّوفر، شٲن و شوکت.
( اسم ) شان و شوکت کر و فر: ( ما مرید جبه و دستار و کش و فش نه ایم نیست واعظ. جز نبی و آل پاکش پیر ما ). ( رفیع واعظ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عابدی با شد و مد و کش و فش بهر ترسا بچهای شد، بادهکش
💡 همه، حدیث جماع و رباب باید گفت همه، حکایت کش و فشار باید کرد
💡 تا کش و فش و عمامه را ته نکنی سیر فلک و ستاره و مه نکنی
💡 ما مرید جبه و دستار و کش و فش نه ایم نیست واعظ جز نبی و آل پاکش پیر ما
💡 گفت با کی نی روم باکش و فش سوی دارالشرع فردا غم مکش
💡 از هوس بگذر! رها کن کش و فش پا ز دامان قناعت، در مکش