لغت نامه دهخدا
کش رفتن. [ ک َ / ک ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) دزدیدن با زبردستی و چالاکی. به مهارت و چابکی دزدیدن که کسی نبیند. با زرنگی و چربدستی در حضور کس یا کسانی دزدیدن.
کش رفتن. [ ک َ / ک ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) دزدیدن با زبردستی و چالاکی. به مهارت و چابکی دزدیدن که کسی نبیند. با زرنگی و چربدستی در حضور کس یا کسانی دزدیدن.
( ~. رَ تَ ) (مص م. ) (عا. ) دزدیدن، ربودن.
( مصدر ) دزدیدن ربودن: از کشو میز مقداری پول کش رفت.
(عا.)
دزدیدن، ربودن.
💡 تا کی دنبال نفس سرکش رفتن دل صاف و پی باده بیغش رفتن