کرین

لغت نامه دهخدا

کرین. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شاهرود بخش شاهرود شهرستان هروآباد. کوهستانی است و 653 تن سکنه دارد. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
کرین. [ ک ُ ] ( اِخ ) دهی است به طبس. ( منتهی الارب ).
کرین. [ ک ِ / ک ُ ] ( ع اِ ) ج ِ کرة به معنی گوی. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کرین استیفن. نویسنده آمریکایی ( و. نیو آرک ۱۸۷۱ - ف. ۱۹٠٠ م. ). وی بمسئله جنگ و جنبه های روانی آن توجه بسیار داشت. آثار مهمش عبارتند از: [ نشان سرخ دلیری ] [ قایق بی حفاظ ] [ دختر ولگرد ] [ سواران سیاه ] و [ مهمانخانه آبی ]. وی را پیشوای رمان نویسان قرن بیستم آمریکا میدانند.
جمع کره بمعنی گوی

دانشنامه عمومی

کرین (میزوری). کرین ( به انگلیسی: Crane ) یک شهر در ایالات متحده آمریکا است که در شهرستان استون، میزوری واقع شده است. کرین ۳٫۹۴ کیلومتر مربع مساحت و ۱٬۴۶۲ نفر جمعیت دارد و ۳۵۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

ویکی واژه

کرین (جمع کرین‌ها)
[کَ] فاعل، کننده‌ی کار (دستور زبان، پیشنهاد محمد حیدری ملایری)[۱]

جمله سازی با کرین

💡 کیست آن سرو صنوبر قد طوبی رفتار شکرین خنده و نوشین لب و شیرین گفتار

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به پوآرو، کرینگتون، آدمکشان میدسامر و غیرممکن اشاره نمود.

💡 گریه های تلخ دارد خنده های شکرین گردهد دامن به دستت گل ز استغنامگیر

💡 هزار جان به لب بوسه داده برمی گشت صلای بوسه گر آن شکرین دهان می داد

💡 مشو گستاخ کان لب خنده های شکرین دارد که زهر از گفتگوی تلخ هم زیر نگین دارد