لغت نامه دهخدا
کذلک. [ ک َ ذا ل ِ ] ( ع اسم اشاره ) ( از: ک + ذلک ) یعنی مثل آن و همچنان. ( از ناظم الاطباء ).
کذلک. [ ک َ ذا ل ِ ] ( ع اسم اشاره ) ( از: ک + ذلک ) یعنی مثل آن و همچنان. ( از ناظم الاطباء ).
(کَ ذا لِ ) [ ع. ] (ق. ) همچنین، چنین هم.
همچنین.
همچنین چنین هم ٠
همچنین، چنین هم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قل الّذین ارتکبوا الفحشاء وتمسّکوا بالدّنیا إنّهم لیسوا من أهل البهاء هم عباد لو یردون وادیا من الذّهب یمرّون عنه کمرّ السّحاب ولا یلتفتون إلیه أبدا أَلَا إنّهم منّی لیجدنّ من قمیصهم الملأ الأعلی عرف التّقدیس ویشهد بذلک ربّک ومن عنده علم الکتاب ولو یردن علیهم ذوات الجمال بأحسن الطّراز لا ترتدّ إلیهنّ أبصارهم بالهوی أولئک خلقوا من التّقوی کذلک یعلّمکم قلم القدم من لدن ربّکم العزیز الوهّاب.
💡 که در کوی و معبر بر گنج و گوهر گذرد و زاده صدف را پاره خزف فرض کرده مانند حصا بر نوک عصا عرض دهد، چه اگر قوت بصر میداشت آنچه بپی میسپرد بجان میخرید و بسر میگذاشت. کذلک قومی که در حق صاحب کافی ببی انصافی سخن گویند، اگر از وی خبری و از خود بصری میداشتند زبان شنعت و میان خدمت بسته حضرتش را رحمتی از حق بخلق میدانستند.
💡 وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْءٍ ناطق هُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ غیر ناطق ثمّ انطقکم، وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ای کما احیاکم کذلک یعیدکم. و یحتمل انّ الکلام تمّ عند قوله: أَنْطَقَ کُلَّ شَیْءٍ ثمّ استأنف فقال اللَّه: وَ هُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فی الدنیا وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ فی العقبی.