کج پلاس

لغت نامه دهخدا

کج پلاس. [ ک َ پ َ ] ( ص مرکب ) بدمعامله و مفسد. ( آنندراج ). کج باز. ( ناظم الاطباء ):
با همه کج پلاس با ما هم.سنائی.هرگز گلیم بخت مرادر محیط دهر
از آب برنیاورد این چرخ کج پلاس.علی خراسانی ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. پَ ) (ص مر. ) بدمعامله، مفسد.

ویکی واژه

بدمعامله، مفسد.

جمله سازی با کج پلاس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کج همی تابی به من در کار آن پیچیده زلف کج پلاسی بین که موئی از طناب آورده ای

💡 اول به کج پلاسی او خیمه بر سرش شد سرنگون زباد مخالف حباب وار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران