کتبی

مترادف‌ها

مکتوب، نوشتاری

متضادها

شفاهی

لغت نامه دهخدا

کتبی. [ ک َ ] ( ص نسبی ) که نوشته شود. مقابل شفاهی.
- امتحان کتبی؛ امتحانی که پاسخ پرسشها نوشته شود. مقابل امتحان شفاهی.
کتبی. [ ک ُ ت ُ ] ( ع ص نسبی ) کتابفروش. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || نگاهدارنده کتاب. حافظ کتاب. ( از اقرب الموارد ). || کتاب شناس. ( یادداشت مؤلف ).
کتبی. [ ک ُ ت ُ ] ( اِخ ) محمود مؤلف تاریخی است در خصوص آل مظفر. رجوع به محمود و رجوع به مجله یادگار سال 5 شماره 1 و 2 شود.

فرهنگ معین

(کَ ) [ ع. ] (اِ. ) نوشتاری، نوشته شده، مقابل شفاهی.

فرهنگ فارسی

مولف تاریخی است در خصوص آل مظفر

ویکی واژه

کَ
نوشتاری، نوشته شده.

جمله سازی با کتبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نه هوش فطری و نی رسم و راه مکتبی نه حس ملی و نی شیوهٔ مسلمانی

💡 حذر ز صحبت اهل زمانه، کز خست به هم دهند چو اطفال مکتبی نان قرض

💡 در مکتبی‌که دفتر حسنت رقم زند یک نقطه است مطلع دیوان آفتاب

💡 تکرار درس ناله به جایی نمی رسد جویا به مکتبی که غم او ادیب نیست

💡 در مکتبی که عشق ادیب است کودکان مشق ستم به خامه فولاد می کنند

💡 برای اثبات مالکیت خود بر این زمین وسیع، او مجبور شد تمام اسناد و مدارک کتبی و رسمی را به دادگاه ارائه دهد تا حق خود را بگیرد.

💡 در دنیای مدرن امروز، مکاتبات کتبی و رسمی از طریق ایمیل و پلتفرم‌های دیجیتال، جایگزین بسیاری از نامه‌های کاغذی شده‌اند که در گذشته مرسوم بودند.

💡 مدیر شرکت تاکید داشت که تمامی توافقات بین دو طرف حتماً به صورت کتبی و با امضای هر دو طرف ثبت شود تا از بروز هرگونه سوءتفاهم جلوگیری گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران