کبوتری

لغت نامه دهخدا

کبوتری. [ ک َ ت َ ] ( ص نسبی ) منسوب به کبوتر. رجوع به کبوتر شود.
کبوتری. [ ک َ ت َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش قلعه زراس شهرستان اهواز. 85 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از بخش قلعه زراس شهرستان اهواز

جمله سازی با کبوتری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اصل لانه کبوتری در علوم کامپیوتر به کار می‌رود برای مثال تداخل در جدول هش اجتناب ناپذیر است زیرا تعداد کلیدهای امکان‌پذیر از تعداد اندیسهای آرایه بیشتر است. الگوریتم هش از این تداخل‌ها نمی‌تواند جلوگیری کند.

💡 با استفاده از این اطلاعات ما می‌توانیم با یکبار انتقال عناصر آرایه را مرتب کنیم، در صورتی که در مرتب‌سازی کبوتری دو انتقال لازم است، یکبار از آرایه اصلی به لانه‌ها و یکبار از لانه‌ها به آرایه نهایی.

💡 کبوتری، سحر اندر هوای پروازی ببام لانه بیاراست پر، ولی نپرید

💡 در طول تاریخ در برخی از فرهنگ‌ها کبوترهای خانگی برای ارسال خبر مورد استفاده قرار می‌گرفتند. ایستگاه‌های کبوتری فکری است که ریشه ایرانی دارد، و همچنین رومی‌ها نیز برای کمک به ارتش خود از آن استفاده می‌کردند.

💡 کبوتری نبرد سوی دوست نامه من کز آتش دل من مرغ در هوا نگذشت

برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز