لغت نامه دهخدا
کاونه. [ وُ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) جانورکی است سرخ و زهردار و بر او خالهای سیاه باشد و بیشتر در فالیزها بهم رسد وخربزه را ضایع کند. ( برهان ). کفش دوز. || کرم شب تاب را نیز گفته اند که عروسک باشد. ( برهان ).
کاونه. [ وُ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) جانورکی است سرخ و زهردار و بر او خالهای سیاه باشد و بیشتر در فالیزها بهم رسد وخربزه را ضایع کند. ( برهان ). کفش دوز. || کرم شب تاب را نیز گفته اند که عروسک باشد. ( برهان ).
(وُ نَ یا نِ ) (اِ. ) ۱ - جانورکی است سرخ و زهردار و بر او خال های سیاه باشد و بیشتر در فالیزها به هم رسد و خربزه را ضایع کند. ۲ - کرم شب تاب.
۱. حشرۀ بال دار و سرخ رنگی که از آفات نباتی است و بیشتر در کشتزار پیدا می شود.
۲. کرم شب تاب.
( اسم ) ۱ - جانور کی است سرخ و زهردار و بر او خالهای سیاه باشد و بیشتر در فالیز ها بهم رسد و خربزه را ضایع کند. ۲ - کرم شب تاب.
جانورکی است سرخ و زهردار و بر او خالهای سیاه باشد و بیشتر در فالیزها به هم رسد و خربزه را ضایع کند.
کرم شب تاب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چونی امید پاینده است و نی بیم خوش آنکس کاونهد گردن به تسلیم