کارآزمایی

لغت نامه دهخدا

( کارآزمایی ) کارآزمایی. [ زْ / زِ ] ( حامص مرکب ) تجربه. ممارست. تمرین:
به کارآزمائی دلش تیز شد
در آن عزم رایش سبک خیز شد.نظامی.

فرهنگ معین

( کارآزمایی ) (زِ ) (حامص. ) تجربه، آزمایش.

فرهنگ عمید

( کارآزمایی ) تجربه، تمرین.

فرهنگ فارسی

( کار آزمایی ) تجربه تمرین آزمایش: [ بکار آزمایی دلش تیز شد در ان عزم رایش سبک خیز شد ]. ( نظامی )

فرهنگستان زبان و ادب

کارآزمایی
{trial} [علوم دارویی، علوم سلامت] مطالعۀ تجربی آینده نگر و تحلیلی مبتنی بر داده های اولیۀ جمع آوری شده از افراد یا گروه ها

ویکی واژه

تجربه، آزمایش.

جمله سازی با کارآزمایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دو کارآزمایی بالینی، ۱۷.۸% و ۱۵.۲% از بیمارانی که از افیناکونازول استفاده می‌کردند، در مقایسه با ۳.۳% و ۵.۵% بیمارانی که از دارونما استفاده می‌کردند، درمان شدند.

💡 با این حال، نگرانی‌هایی در مورد امکان‌سنجی چنین کارآزمایی بالینی پیچیده در میان شرکت‌کنندگان در این جمعیت‌شناسی زنان مسن‌تر وجود داشت، به‌ویژه با توجه به استخدام کافی و پایبندی به رژیم‌های غذایی و هورمون درمانی.

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز