ژنده‌پوش

لغت نامه دهخدا

ژنده پوش. [ ژَ / ژِ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) کهنه پوش. خرقه پوش. مُتَحشف:
ز فرمان سر آزاده و ژنده پوش
ز آواز بیغاره آسوده گوش.فردوسی.با عقل پای کوب که پیری است ژنده پوش
بر فقر دست کش که عروسی است خوش لقا.خاقانی.پس بگفتی تاکنون بودی خدیو
بنده گردی ژنده پوشی را بریو.مولوی.ز ویرانه عارفی ژنده پوش
یکی را نباح سگ آمد به گوش.سعدی ( بوستان ).چندان بمان که جامه ازرق کند قبول
بخت جوانت از فلک پیر ژنده پوش.حافظ.قانعی ژنده پوش ناگاهی
درمی یافت در سر راهی.مکتبی.

فرهنگ معین

( ~. ) (ص فا. ) کهنه پوش.

فرهنگ عمید

۱. کسی که لباس کهنه و پاره بر تن داشته باشد، کهنه پوش.
۲. [قدیمی] خرقه پوش.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه لباس کهنه و فرسوده بر تن دارد کهنه پوش.

ویکی واژه

کهنه پوش.

جمله سازی با ژنده‌پوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روزی دوکاستین مرادت بود به‌دست در باب قدر صحبت رندان ژنده‌پوش

💡 پس بگفتی تا کنون بودی خدیو بنده گردی ژنده‌پوشی را بریو

💡 مسلمان، فاقه مست و ژنده‌پوش است ز کارش جبرئیل اندر خروش است

💡 خوردی فریب سیم و زر غیر را بتا ورنه که گفت ترک من ژنده‌پوش کن

💡 در بیابان تحیر واله و سرگشته اند حیدری و احمدی و ژنده‌پوش و ادهمی

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز