فرهنگ معین
( ~. ) (حامص. ) پوشیدن لباس کهنه و فرسوده.
( ~. ) (حامص. ) پوشیدن لباس کهنه و فرسوده.
پوشیدن لباس کهنه و فرسوده.
پوشیدن لباس کهنه و فرسوده.
💡 ژنده پوشی پدید شد آن دم گفت بنگار بگذرد این هم
💡 بصورت ژنده پوشی سخت خلقان بمعنی صاحب تاج و سریر است
💡 ژنده پوشی پدید شد آندم گفت بنویس بگذرد این هم
💡 بر باد فتنه اطلس گل زود میرود چونسرو ژنده پوشی و عمر دراز به