چیزدار

لغت نامه دهخدا

چیزدار. ( نف مرکب ) متمول. غنی. مالدار. توانگر. ( یادداشت مؤلف ). ثروتمند. ملی. دارا.

فرهنگ فارسی

متمول. غنی. مالدار. توانگر. ثروتمند. ملی.

جمله سازی با چیزدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داد از خود پیرتر کستان خبر گفت من دو چیزدارم دوست تر

سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز