چکی. [ چ َ / چ َک ْ کی ] ( اِ ) سوراخ میان سنگ آسیا که بدان سنگ بر دور محور گردش میکند. ( ناظم الاطباء ).
چکی. [ چ َ ] ( ق ) درتداول عامه، اصطلاحی است در مبادله و فروش اجناس و اشیاء، بدین معنی که چیزی را ناسنجیده و نپیموده و وزن ناکرده داد و ستد کنند، چنانکه گویند: این گردوها. این کرباسها، این گندمها چکی به چند؟ تخمینی. چوب انداز. ناکش.بدون شمارش. بدون وزن. مقابل کش و منی:
این ته بساط حسن که داری چکی به چند
تا نقدجان بیارم و یکجا قپان کنم.؟
(چَ ) (ص نسب. ق. ) (عا. ) دادوستد اجناس و اشیاء وزن ناکرده و ناپیموده، یک جا و یکباره و به صورت کلی.
خریدوفروش یکجا، چیزی که بدون شمردن یا وزن کردن خریدوفروش شود.
خریدوفروش یکجا، چیزی بدون شمردن ووزن کردن
( صفت ) داد و ستد اجناس و اشیائ و زن ناکرده و نپیموده.
(عا.)
دادوستد اجناس و اشیاء وزن ناکرده و ناپیموده، یک جا و یکباره و به صورت کلی.
زبان رسمی کشور جمهوری چک
مردمی که به زبان چکی سخن میگویند و یا از تیره و تبار چک هستند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو بحر دست تو در جود گوهر افشان شد فروچکید ز هر قطرهای دو صد دریا
💡 روی خود بنهاد بر روی جوان نو خطش وز محاسن می چکید ش خون اکبر لعل وار
💡 در ۲۰۱۲ میلادی کارتر به ایفای نقش کوچکی در آربیتراژ پرداخت.
💡 زابر عنایات حق غیث سعادت چکید قطره از او در صد گشت در شاهوار
💡 بر خاک حسرت، از دم شمشیر ناز تو یک قطره خون چکید و دل بی هراس شد
💡 از پسته تو شور ملاحت چکیده است صبح صباحت از گل رویت دمیده است