چپو. [ چ َ پ َ / پُو ] ( ترکی، اِ ) تاخت و تاراج و یغما. ( ناظم الاطباء ).مأخوذ از چپاول ترکی بمعنی غارت. ( از فرهنگ نظام ).چپاول. تالان. اغاره. نهب. چپاولگری. غارتگری. یغماگری. رجوع به چپاول و چپاولگری و تاراج و یغما شود.
چپو. [ چ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چهاردولی بخش مرکزی شهرستان مراغه که در 82هزارگزی جنوب خاوری مراغه و 24/5هزارگزی خاور شوسه شاهین دژ به میاندوآب واقع شده. کوهستانی و معتدل است و 78 تن سکنه دارد. آبش از چشمه. محصولش غلات، شغل اهالی گله داری و بافتن جاجیم وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
(چَ پَ یا پُ ) [ تر. ] (اِ. ) یغما، تاراج.
غارت، یغما، چپاول.
غارت، یغما، غارتگر، یغماگر
( اسم ) غارت یغما تاراج.
دهی است از دهستان چهاردولی بخش مرکزی شهرستان مراغه.
یغما، تارا
چوپان
Cheppoo
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بتان را چپوت و شیخ زاده شکیب عاشقان بر باد داده
💡 ازین سپس من و کنجی و دلبری چون حور دگر بس است مرا صحبت هپور و چپور
💡 اجنبیانی همه اهل چپو فرقهٔ بردار و بدزد و بدو
💡 اردوی منظمت چپو شد هنگام بدو بدو بدو شد
💡 میان راچپوتان رسم اینست که در هیجا چو وقت واپسین است
💡 « کُلَه پهلوی» ز کهنه و نو شد به دست پلیس شهر چپو