ای خستهٔ بی قرار چونی؟ بی مونس و غمگسار چونی؟
در این شعر، واژه چونی به معنای چگونهای به کار رفته است و شاعر از مخاطب در مورد چگونگی و کیفیت حال او میپرسد.
شاعر با بیان ای خستهٔ بیقرار چونی؟ به احساس خستگی و بیقراری اشاره میکند و با بی مونس و غمگسار چونی؟ به احساس تنهایی و غم میپردازد و شاعر با پرسش چونی؟ به دنبال درک عمیقتری از وضعیت مخاطب است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلک جمعیت ما بی تو گسسته ست ز هم ما که جمعیم چنینیم تو تنها چونی
💡 چو روی زشت به آیینه گفت چونی تو بگفت من چو چراغم تو قلتبان چونی
💡 بر خط غلامی چونی کلک تو دادیم اهلی ز میان دل و جان بسته دهان را
💡 چونی و در چه کار و درین موسم از چه خاست عزم توجهت بجناب خدایگان