واژه «چنیدن» در فارسی کهن و برخی کاربردهای گویشی، صورت قدیمیتر یا کمکاربردی از فعل «چیدن» محسوب میشود که برای بیان عمل برداشتن، جدا کردن یا جمع کردن چیزی از جای اصلی آن به کار میرفته است. این واژه در اصل با فعل «چیدن» همریشه بوده و در ساختارهای صرفی قدیمیتر برای بیان کنش برداشت یا جمع کردن اشیاء، میوهها، گلها یا دانهها استفاده میشده است. در کاربرد نخست، «چنیدن» به معنای جدا کردن میوه یا گل از درخت و گیاه است، به گونهای که عمل برداشت مستقیم از منبع طبیعی را نشان میدهد. در معنای دیگر، این واژه میتواند به مفهوم انتخاب کردن و برگزیدن نیز اشاره داشته باشد، به طوری که فرد از میان چند چیز، موردی را جدا و اختیار کند. همچنین در برخی کاربردهای سنتی، «چنیدن» برای توصیف عمل دانه برچیدن توسط پرندگان از سطح زمین به کار رفته و نوعی رفتار طبیعی در تغذیه را بیان میکند. در حوزه توصیفهای جسمی یا ظاهری، این واژه گاه به معنای زدن یا کوتاه کردن بخشهایی از گیاه یا حتی رسیدگی به مو و ناخن نیز استفاده شده است. در برخی بافتهای زبانی، این کلمه به مفهوم قرار دادن اشیا روی هم با نظم و ترتیب یا گستردن کالا و متاع به صورت منظم نیز به کار رفته است. این گستردگی معنایی نشان میدهد که واژه در گذشته دامنه کاربرد وسیعی داشته و تنها محدود به یک عمل ساده برداشت نبوده است. از دیدگاه زبانشناسی تاریخی، «چنیدن» یکی از صورتهای قدیمی فعل «چیدن» است که در روند تحول زبان فارسی به شکل سادهتر و امروزیتر خود تغییر یافته است.
چنیدن
فرهنگ معین
(چِ دَ ) (مص م. ) نک چیدن.
فرهنگ عمید
۱. چیدن گل یا میوه از درخت: گلستان که امروز باشد به بار / تو فردا چنی گل نیاید به کار (فردوسی: ۷/۸۹ ).
۲. دانه برچیدن مرغ از زمین.
فرهنگ فارسی
چیدن، دانه برچیدن مرغ، چیدن گل یامیوه ازدرخت
( چید چیند خواهد چید بچین چیننده چیده ) ۱- کندن میوه و گل از درخت. ۲ - انتخاب کردن گزیدن. ۳ - دانه برداشتن مرغ از زمین و فرو بردن. ۳ - زدن شاخه های گیاه. ۵ - گرفت ناخن. ۶ - سترون موی. ۷ - بر بالای هم گذاشتن چیزی. ۸ - گستردن متاع با نظم و ترتیب پهن کردن بساط.
ویکی واژه
نک چیدن.
جمله سازی با چنیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کین چنیدن هزار ساله چرا با شراب دو ساله دارد شیخ
💡 چنیدن هزار سال در اوج فضای قدس بی پر و بال طایر و طیّار بوده ایم