چراغینه

لغت نامه دهخدا

چراغینه. [ چ َ / چ ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) شب تاب، در لهجه مردم آذرآبادگان. ( از فرهنگ اسدی ). کرمی خرد و سبزرنگ که در شب تاریک چون چراغ میدرخشد. چراغله. چراغک. کرم شب تاب، بزبان آذری. رجوع به شب تاب و کرم شب تاب و چراغله شود.

فرهنگ معین

(چِ ) (اِمر. ) کرم شب تاب.

فرهنگ عمید

= کرم * کرم شب تاب

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) کرم شب تاب شبچراغک چراغک چراغله.

ویکی واژه

کرم شب تاب.

جمله سازی با چراغینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آقاردی باش توکی واعظ نه ایش گلورداخی سندن دماغ بوقو جا لوقدا سحر چراغینه بنزر

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز