پیشگیر

لغت نامه دهخدا

پیش گیر. ( نف مرکب ) که پیش گیرد. که مانع آید. که پیش گیری کند. که جلوگیر آید. || ( اِ مرکب ) پیش بند. پیش دامن. || لنگ. فوطه. منشفه. لنگ که از کمر تا پایین بندند از جلو.

فرهنگ عمید

۱. آن که جلو کسی را بگیرد یا مانع کاری یا چیزی بشود.
۲. پیش گیری کننده.

فرهنگ فارسی

۱-( صفت ) آنکه پیش گیردکسی که جلوگیری کند آنکه مانع آید. ۲- ( اسم ) پیش بند پیش دامن. ۳- لنگی که از کمر تا پایین بندند از جلو فوطه.
پیش گیرنده، آنکه جلوکسی رابگیردومانع شود

جمله سازی با پیشگیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برای پیشگیری از چنین بیماری‌هایی باید کودک را به طور مرتب به پزشک یا مراکز درمانی برد و محیط زندگی سالم و ارامش بخشی برای آن‌ها فراهم آورد.

💡 پیرو آیینه ام در پیشگیریهای عشق قبل ازان کافتد نگاهم بر رخش، حیران شدم

💡 ورزش در پیشگیری از افسردگی و بالا بردن روحیهٔ عمومی فرد مؤثر است.

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز