پیشن
لغت نامه دهخدا
پیشن. [ ش َ ] ( اِ ) لیف خرما که از آن رسن تابند ( برهان ). پیشند. ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(شَ ) (اِ. ) = پیشند: لیف خرما که از آن رسن تابند.
فرهنگ عمید
لیف خرما که از آن رسن یا چیز دیگر می بافند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) لیف خرما که از آن رسن تابند.
ویکی واژه
پیشند: لیف خرما که از آن رسن تابند.
جمله سازی با پیشن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن دسته که در نزد تو پیشند همه با حرف رفیق نوش و نیشند همه
💡 گریز از پیشن مرد فرودست که جان خود گرو کرد و به تن زیست
💡 تویی نشانه مران فاضلان پیشن را چنان که بیرونی را، غیاث دین جمشید
💡 بیشند از ملایک و پیشند از همه گرچه کمند در خود و از هر یکی کمند
💡 مگر این سروران که در پیشند چون ز فضل و هنر ز من بیشند