پیشانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) پیشان. پیشخانه. پیش مکان. صدر مجلس. بالای خانه. مقابل پای ماچان و صف نعال:
نیست مستی که مرا جانب میخانه برد
جانب ساقی گلچهره دردانه برد
نیست دستی که کشد دست مرا یارانه
وزچنین صف نعالم سوی پیشانه برد.مولوی.
۱. پیشین.
۲. (اسم ) پیشرو.
۳. سابق، گذشته.
۴. (اسم ) ازل.
۵. (اسم ) بالای خانه و صدر مجلس: هست مستی که کشد گوش مرا یارانه؟ / از چنین صفِّ نعالم سوی پیشانه بَرَد؟ (مولوی۲: ۱۴۷۳ ).
پیشی، جلوی، سابق، گذشته، بالای خانه وصدرمجلس
۱-( صفت ) پیشین سابق جلوتر: ترک را از لذت افسانه اش رفت از دل دعوت پیشانه اش. ( مثنوی ) ۲- صدر مجلس بالای خانه مقابل صف نعال پای ماجان: نیست دستی که کشد دست مرا یارانه وز چنین صف نعالم سوی پیشانه برد. ( مولوی )
{console} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] تجهیزاتی شامل صفحه کلید و نمایشگر که کاروَر برای برقراری ارتباط با رایانه و واپایی و پایش عملیات از آن استفاده می کند
💡 اگر خواهی که ره یابی تو در سرمنزل زلفش مقابل ساز در پیشانه خود کوکب دل را!
💡 اندیشهات جایی رَوَد، وآنگه تو را آن جا کِشَد؛ ز اندیشه بگذر، چون قضا؛ پیشانه شو، پیشانه شو.
💡 ترک را از لذت افسانهاش رفت از دل دعوی پیشانهاش
💡 آن همه اندیشهٔ پیشانها میشناسند از هدایت خانها
💡 نزاری گر تو زیشانی برستی از پریشانی که باشد مردِ پیشانه هم ایشانند پیشانه
💡 بیند چشمش که چه خواهد شدن تا ابد او بیند پیشانه را