پیان

لغت نامه دهخدا

پیان. [ پ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سوسن بخش ایزه شهرستان اهواز. واقع در 18 هزارگزی شمال ایزه. کوهستانی، گرمسیر، دارای 180 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا گندم و جو. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
پیان. ( روسی، ص ) مست. سکران. مست ِمست. طافح. لول. مست لایعقل. که سر از پای نشناسد.

فرهنگ معین

(ص. ) مست مست، مستی که سر از پای نشناسد.

فرهنگ عمید

۱. مست.
۲. بسیارمست، مست مست.

فرهنگ فارسی

مست، بسیارمست، مست مست
( صفت )مست مست مست طافح مستی که سر از پای نشناسد.
دهی از دهستان سوسن بخش ایزه شهرستان اهواز

ویکی واژه

مست مست، مستی که سر از پای نشناسد.

جمله سازی با پیان

💡 در طی دههٔ ۱۹۷۰ میلادی وی به صورت رسمی به گروه جاز فیوژن با نوازندهٔ مشهور پیانو یعنی چیک کوریا پیوست. در پی این همراهی، آلبوم‌های متعددی منتشر نمود که بسیاری از آن‌ها از ارزشمندترین آثار در سبک جاز فیوژن است.

💡 استاد غلام حسین (۱۲۶۵–۲۷ تیر ۱۳۴۶) موسیقی‌دان و از چهره‌های برجستهٔ موسیقی معاصر افغانستان بود. او در زمان خود بزرگترین نوازنده هارمونیه و پیانو بود و شاگردان بسیاری را از جمله فرزندش محمدحسین سرآهنگ تربیت کرد.

💡 ویلسون در سال ۱۹۸۹ نمایش مشقِ پیانو را در دانشگاه ییل و برادوی روی صحنه برد تا دومین جایزهٔ پولیتزر خود را هم برای این نمایش‌نامه به دست آورد.

💡 فریتس کرایسلر نسخهٔ بی‌کلام اثر را برای ویولن و پیانو بازنویسی و در سال ۱۹۱۴ منتشر کرد؛ خود نیز مرتباً آن را اجرا می‌کرد. علاوه بر او گلن میلر، یو-یو ما و جاشوا بل از اجراکنندگان مشهور این نسخه‌اند.

💡 هنرجویان رشتهٔ پیانونوازی از آثار او برای آموزش نوازندگی پیانو استفاده می‌کنند.