پیاله کش

لغت نامه دهخدا

پیاله کش. [ ل َ / ل ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) پیاله پیما. ( آنندراج ). می خوار. میخواره. پیاله پیما:
رند پیاله کش را تأثیر واگذاریم
کاری بما ندارد ما را به او چه کار است.محسن تأثیر.رجوع به مجموعه مترادفات ص 157 شود.

فرهنگ معین

( ~. کِ ) (ص فا. ) شراب خوار، باده - نوش.

فرهنگ عمید

پیاله پیما، باده نوش، شراب خوار.

فرهنگ فارسی

( صفت )پیاله پیما می خوار باده نوش: رند پیاله کش را تاثیر او گذاریم کاری بما ندارد ما را باو چه کار است ? ( محسن تاثیر لغ. )

ویکی واژه

شراب خوار، باده - نوش.

جمله سازی با پیاله کش

💡 ز دست عشق تو خون جگر پیاله پیاله کشم تو رحم نیاری خدا نخواسته باشد

💡 سر پیاله کشان چون به آسمان نرسد؟ که کوچه ها شده چون کهکشان ز اختر عیش

💡 خضر پیاله کشان را به آب می راند ز شیشه پرس که سر چشمه ایاغ کجاست

💡 در پای گل پیاله کشان بس گریستند جاری است همچو آب در این بوستان شراب

💡 به از پیاله کشیدن چه کار خواهی کرد تمام کار جهان است در بهار عبث

💡 به نیم قطره شرابی که باز می ماند پس از پیاله کشیدن بساغر از لب یار

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز