پی آوردن

لغت نامه دهخدا

( پی آوردن ) پی آوردن. [ پ َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) دنبال کردن نشان پای. برداشتن ایز: زکریا به آن درخت درشد، ایشان پی همی آوردند چون به آنجا رسیدند،گفتند ندانیم اکنون کجا شد. ( ترجمه طبری بلعمی ).

فرهنگ معین

( پی آوردن ) ( ~. وَ دَ ) (مص ل. ) تاب آوردن، طاقت داشتن.

فرهنگ فارسی

( پی آوردن ) ( مصدر )تاب آوردن طاقت داشتن.
دنبال کردن نشان پای برداشتن ایز

ویکی واژه

تاب آوردن، طاقت داشتن.

جمله سازی با پی آوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ملک را از پی آوردن خاک تو حمالی فلک را بهر طرح ملک ترکیب تو میدانی

💡 تا به منزلگهش پی آوردند پدرش را ازان خبر کردند

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز