لغت نامه دهخدا
پچ. [ پ ُ ] ( ص ) پوچ. پوک. میان تهی. و این کلمه مخفف پوچ است:
هستم ز شرّ چونار ز دانه به تیرمه
وز خیر پُچ میانه چو اندر بهار سیر.سوزنی.
پچ. [ پ ِ ] ( اِخ ) نامی است که آرناؤدها و ملل اسلاو به قصبه ایپک دهند. رجوع به ایپک شود.
پچ. [ پ ُ ] ( ص ) پوچ. پوک. میان تهی. و این کلمه مخفف پوچ است:
هستم ز شرّ چونار ز دانه به تیرمه
وز خیر پُچ میانه چو اندر بهار سیر.سوزنی.
پچ. [ پ ِ ] ( اِخ ) نامی است که آرناؤدها و ملل اسلاو به قصبه ایپک دهند. رجوع به ایپک شود.
= پوچ
پوچ، پوک
( صفت ) میان تهی پوک پوچ.
نامی است که آرناودها و ملل اسلاو به قصبه ایپک دهند
پچ (شهر کوزوو). پچ ( به صربی: Пећ ) شهری در منطقه پچ کشور کوزوو است که در سرشماری سال ۲۰۱۱ میلادی، ۷۵٬۴۱۱ نفر جمعیت داشته است.
پچ (مجارستان). پچ ( به مجاری: Pécs ) یکی از شهرهای مجارستان است که در جنوب غربی این کشور قرار گرفته است. نام رومی این شهر سوپیانه و تاریخ بنیان گذاری آن سالهای آغاز سده دوم میلادی است. جمعیت شهر پچ در سال ۲۰۰۷ برابر ۱۵۶٫۶۴۹ نفر بوده است. پچ پنجمین شهر بزرگ کشور مجارستان است. شیراز از ۱۰ مه ۲۰۱۶ با این شهر خواهرخوانده می باشد.
💡 «گر تاج » بود عزم و یا هست «پچیو» «ور سنگ » بود عجب و وقار است «رزیو»
💡 نظرسنجی سال ۲۰۱۷ که توسط دفتر ارتباطات استراتژیک انجام شد نشان داد که ۴۲٪ از ساکنان کامپچه از ازدواج همجنس حمایت میکنند، که یکی از پایینترین آمارها در مکزیک بود. ۵۵٪ هم مخالف بودند.
💡 چی شاهی رُوزبیهْ که منْمَتمهْ همراتهْ نثارْ کردمهْ زلفْ رهْ پچاپچاته
💡 ـ «بانک عثمانی»، اثر آلکساندر توپچیان، مجله ادبی لیتراتورنایا آرمینیا (۸۳)، ش ۳ و ۴، ایروان، ۲۰۱۰م (به زبان روسی)
💡 ایکه افسونم دهی کز مار زلفش سر مپچ بر سر آتش بدین افسانه نتوانم نشست