پولادین

لغت نامه دهخدا

پولادین. ( ص نسبی ) برنگ پولاد. فولادی. پولادی:
چون سنجق شاهیش بجنبد
پولادین صخره را بسنبد.نظامی.

فرهنگ معین

(ص نسب. ) ۱ - ساخته شده از پولاد. ۲ - بسیار محکم، نیرومند.

فرهنگ عمید

۱. آنچه از پولاد ساخته شود.
۲. به رنگ پولاد.
۳. [مجاز] هرچیز سخت و محکم.

فرهنگ فارسی

فولادی، پولادی، کنایه ازهرچیزسخت ومحکم
( صفت ) منسوب به پولادین ۱- ساخته از پولاد فولادی فولادین: [ مجرمانرا تن پولادی فرسوده شدی گر تو اندر خور هر جرم دهی باد افرائ.] ( فرخی ) ۲- برنگ پولاد فولادی.

جمله سازی با پولادین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا دیدم بر فراز اسبیش پولادین ساق و آهنین سم

💡 نرسد عمر من به شصت یقین زیر این پنجه‌های پولادین

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز