پولادخای

لغت نامه دهخدا

پولادخای. ( نف مرکب ) مرد یا اسب قوی و پرزور. آهن خای. صاحب انجمن آرا گوید: کنایه از اسب پرزور باشد و آن را آهن رگ و آهنین رگ نیز گویند. ( انجمن آرای ناصری ). و آهن خای یعنی لجام خای، چه وقتی اسب مستعد دویدن است لجام و دهنه میخاید:
ز آواز او اندر آید ز جای
دل مرد جنگی پولادخای.فردوسی.ز پولادخایان شمشیرزن
کمر بسته بودی هزار انجمن.نظامی.زراجه منم پیل پولادخای
که بر پشت پیلان کشم پیل پای.نظامی.روارو زنان تیر پولادسای
دراندام شیران پولادخای.نظامی.نجنبد ز یأجوج پولادخای
سکندر چو سد سکندر ز جای.نظامی.

فرهنگ معین

(ص فا. ) ۱ - مرد قوی. ۲ - اسب دونده و نیرومند.

فرهنگ فارسی

( پولاد خا ی ) ( صفت ) قوی پر زور ( مرداسب ) آهن خای ( وقتی اسب مستعد دویدن است لگام و دهنه را میخاید ): [ ز آواز او اندر آید ز جای دل مرد جنگی پولاد خای. ] ( فردوسی )

ویکی واژه

مرد قوی.
اسب دونده و نیرومند.

جمله سازی با پولادخای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به شهری کجا سست پایان بدند سواران پولادخایان بدند

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز