پوست پیرا

لغت نامه دهخدا

پوست پیرا. ( نف مرکب ) آنکه پوست را دم دهد. آنکه پوست حیوانات آش نهد. پوست پیرای. دباغ. ( منتهی الارب ) ( دهار ) ( دستور اللغه ادیب نطنزی ). آش گر. چرمگر. صرّام. || فرّاء. واتگر. پوستین دوز: امحس؛ پوست پیرای ماهر و زیرک. ( منتهی الارب ). دباغ ماهر. آشگر حاذق و آزموده.

فرهنگ معین

(ص فا. ) دباغ، چرمگر.

فرهنگ عمید

کسی که پوست حیوانات را پاک می کند و پرداخت می دهد، دباغ، آشگر.

فرهنگ فارسی

آنکه پوست را دم دهد

ویکی واژه

دباغ، چرمگر.

جمله سازی با پوست پیرا

💡 پس گوییم که جاهلان امت که گویند: جبرئیل (ع) به آواز و حروف با رسول (ع) سخن گفت، و گویند: هر کس را به روز قیامت نامه ای بدهند از پوست پیراسته که مر آن را «رق» خوانند، و گویند که اندر آن کردارهای (او) نبشته باشد، و گویند که آیه الکرسی برگرد عرش (خدای) نبشته است و عرش هزار بار بیش از چندین جهان است، جز مر جسم را چیزی (دیگر) همی نشناسند. و چو (مر) معنی کتاب خدای را از خزینه داران علم حقیقت نشنودند و متابع دیوان گشتند و بر ظاهر قول بایستادند، از علم حق دور ماندند. و هر که روی سوی فضل (و رحمت) خدای کند، سلطان شیطان از او معزول شود، چنانکه خدای تعالی همی گوید (،قوله): « ولو ردوه الی الرسول و الی اولی الامر منهم لعلمه الذین یستذم بطونه و منهم و لولافضل الله علیکم و رحمته لاتبعتم الشیطن الا قلیلا ».

💡 غذا خوری تو که تا رنگ رو نگه داری دلت نگیرد ازین کهنه پوست پیرایی؟!