پهی

لغت نامه دهخدا

پهی. [ پ َ ] ( اِ ) خرزهره. ( برهان ). || پهنور. ( آنندراج ). حنظل و آن را خربزه تلخ هم میگویند. ( برهان ). دفلی. || در زبان شیرخوارگان: خوب. بَهی.

فرهنگ معین

(پَ ) (اِ. ) خربزة تلخ، حنظل.

فرهنگ عمید

۱. = حنظل
۲. خرزَهره.

فرهنگ فارسی

۱-خر زهره.۲-خربز. تلخ حنظل پهنور.
خرزهره پهنور

ویکی واژه

خربزة تلخ، حنظل.

جمله سازی با پهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سمنبرا، صنما، یارِ غمگسار منی ستارهٔ سپهی آفتاب انجمنی

💡 چنین گفت اسپهید نامدار سپه باشد از لطف شه شاد خوار

💡 سپهید مقا پیش با افسران بفرمود مردان و نام آوران

💡 پی تسخیر دل اهل دل از عقرب زلف سپهی کافر و جرّار نداری داری

💡 ز بهر او سپهی بر حصار جمع شدند همه سپهر تن و کوه‌ صبر و خاره‌ جگر

💡 از دشت تازیان سپهی جانگداز، کرد جنبش به‌سوی بنگه ایران باستان

دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز