پندی

لغت نامه دهخدا

پندی. [ پ َ ] ( اِ ) درتاج المصادر بیهقی در معنی کلمه حجلان گوید: برجستن مرغ و پندی و شتر پی کرده در رفتن - انتهی. ظاهراً پندی زاغ و کلاغ باشد یا صورتی از پند بمعنی غلیواژ.
پندی. [ پ َ ] ( ص ) منسوب به پند:
پذیرند از تو شاهنشاه صاحب
همه گفتارها بندی و پندی.سوزنی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به پند اندرزی.
ظاهرا پندی زاغ و کلاغ باشد یا صورتی از پند بمعنی غلیواژ

جمله سازی با پندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل خود را دهم پندی اگرچه پند نپذیرد که بگذارد هوای او هواداری دگر گیرد

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه اتلتیکو ایندپندینته اشاره کرد.

💡 آناند بخشی متولد ۲۱ ژوئیه ۱۹۳۰ در راولپندی، هند بریتانیا (پاکستان امروزی) است. او مارس ۲۰۰۲ در سن ۷۱ سالگی در مومبای درگذشت.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال ایندپندینته و باشگاه فوتبال بوکا جونیورز اشاره کرد.

💡 مجمر صفت افروخته دارم همه ی عمر دل از پی خال چو سپندی که تو داری

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز