پنداشته
مترادفها
تصور شده، گمان شده
متضادها
واقعیت، حقیقت، یقین
لغت نامه دهخدا
پنداشته. [ پ ِ ت َ / ت ِ ]( ن مف ) بمعنی تصورکرده و اندیشه کرده یعنی خیال کرده... ( آنندراج ). || موهوم. ( مهذب الاسماء ).
فرهنگ معین
(پِ تِ ) (ص مف. ) ۱ - تصور کرده. ۲ - موهوم.
فرهنگ عمید
آنچه به خیال، گمان، و وهم آمده، پنداریده، تصورشده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- تصور کرده خیال کرده. ۲- موهوم.
ویکی واژه
تصور کرده.
موهوم.
جمله سازی با پنداشته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باد یکسر شکل عنقا خاک تصویر عدم طرفهتر این کادمی خود را کسی پنداشتهست
💡 همسر خویش حریفان همه را کرده خیال سفله، پنداشته با خود همه را شبه و نظیر
💡 ای آنکه تو بر فلک وطن داشتهای خود را ز جهان پاک پنداشتهای
💡 ای مزرعه بگذاشته در شوره گندم کاشته ای شعله را پنداشته روزن تو چون پروانهای
💡 زین گونه که تو محرم اسرار نئی پنداشته ای که دیگران نیز نیند
💡 من بنده همانم که تو پنداشتهای از دست میفکنم چو برداشتهای