گنجانیده
مترادفها
جای داده شده، گنجانده شده
متضادها
بیرون ریخته، پخش شده، خالی شده
لغت نامه دهخدا
گنجانیده. [ گ ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) گنجانده. جای داده شده در چیزی.
فرهنگ عمید
جا داده شده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جای داده شده در چیزی.
جمله سازی با گنجانیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شرقشناس و ایرانشناس مشهور، مری بویس نشان داده است که در شکل اولیهٔ ایزد ایرانی، آپام نپات، بسیاری از ویژگیهای مشابه صورت نخستین ایزد هند و ایرانی، ورونا، گنجانیده شده است و از این جهت شاید بتوان گفت که این ایزد به نوبه خود ممکن است معادل با ورو-کاشا (اقیانوس درخشان) که از اساطیر ایران محسوب می شود، تلقی گردد.
💡 همچنین این کتاب یکی از معدود کتابهای جهان در عصر باستان است، که اصول اولیّهٔ رمانهای امروزی، به گونهای ابتدایی در آن رعایت گردیده و یک خطّ داستانی مشخص در آن گنجانیده شدهاست.
💡 این کد میتواند در یک برنامه جمع ساده مانند مثال زیر گنجانیده شود.
💡 بتل.نت اولین سرویس بازی آنلاین بود که به طور مستقیم به درون بازی گنجانیده شده بود. این ویژگی، همراه با سهولت ساخت حساب کاربری و عدم وجود هزینههای عضویت، موجب شد که بتل.نت در میان بازیکنان محبوب شود و تبدیل به ویژگی خوبی برای فروش بازی دیابلو و بازیهای بلیزارد پس از آن شد.
💡 اسقفنشین ایران یکی از چهار اسقف اعظم آنگلیکان در بیتالمقدس و خاورمیانه است. این اسقف در سال ۱۹۱۲ به عنوان اسقفنشین ایران تأسیس شد و در سال ۱۹۵۷ در اسقف اعظم اورشلیم گنجانیده شد.آخرین اسقف آن تا سال ۲۰۱۶ آزاد مارشال بود.