پلاسک

لغت نامه دهخدا

پلاسک. [ پ َ س َ ] ( اِ مصغر ) پلاس کوچک: پلاسکی پوشیده هر سه روز قرصکی نان، طعام وی بودی. ( قصص الانبیاء ص 202 ). || فلاکت و نکبت باشد. ( برهان قاطع ). بدبختی. تنگی:
در گوش مال خصم محابا روا مدار
بل کان سیه گلیم سزای پلاسک است.شرف الدین شفروه ( از فرهنگ رشیدی ).

فرهنگ معین

(پَ سَ ) (اِ. ) فلاکت، نکبت، بدبختی، تنگی.

فرهنگ عمید

۱. پلاس کوچک.
۲. تکۀ پلاس.

ویکی واژه

فلاکت، نکبت، بدبختی، تنگی.

جمله سازی با پلاسک

💡 القانیان در سال ۱۳۳۷ شرکت پلاستیک‌سازی پلاسکو و صنایع پروفیل آلومینیوم را در تهران تأسیس کرد و به تدریج پلاسکو را به بزرگ‌ترین و پیشرفته‌ترین شرکت پلاستیک ایران تبدیل کرد. این موفقیت‌های تجاری و اقتصادی باعث شهرت وی در ایران و اسرائیل گردیده بود.

💡 از رویدادهای مرتبط با سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی، که افکار عمومی را برانگیخت می‌توان به حادثه‌های آتش‌سوزی ساختمان خیابان جمهوری و آتش‌سوزی و ریزش ساختمان پلاسکو اشاره کرد.

💡 برآورد اولیه خسارت ناشی از آتش‌سوزی پلاسکو حدود ۱۵۰۰ میلیارد تومان است، اما میزان خسارات هنوز به‌طور دقیق مشخص نیست.

💡 اموال او از جمله ساختمان پلاسکو و ساختمان آلومینیوم مصادره شده و در اختیار بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی قرار گرفتند.

💡 به نوشته ایرنا، ۱٫۲۰۰ واحد در پلاسکو وجود داشت که بر اساس آمارها ۵۶۰ واحد از آن فعال بودند. بر اساس این گزارش، ۱۵ هزار میلیارد ریال خسارت به این واحدها وارد شده‌است و سه هزار کارگر نیز بیکار شده‌اند. به گفته ایسنا به نقل از تقی نوربخش، رئیس سازمان تأمین اجتماعی، تنها نیمی از این کارگران بیمه هستند.