لغت نامه دهخدا
پشی. [ پ َ ] ( اِ ) مخفف پشیز است. و آن پول ریزه کوچک بغایت تنک و نازک باشد که از مس یا برنج سازند و سکه بر آن زنند. ( برهان قاطع ). پول ریزه:
نرخ... از پشی رسید به دینار
کار فروشنده راست وای خریدار.سوزنی.|| فلس ماهی. ( فرهنگ جهانگیری ). پولک ماهی. ( انجمن آرا ). پشیزه ٔماهی. درم ماهی.