پشت پایی
مترادفها
پاشنه
فرهنگ معین
(پُ ) (ص نسب. ) هیز، مخنّث.
فرهنگ عمید
پسر بدکار، هیز، مخنث.
فرهنگ فارسی
( صفت ) حیز بی ننگ.
جمله سازی با پشت پایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دست توفیق شد و دامن مقصد بگرفت پشت پایی که تو بر هستی باطل زده ای
💡 غیر تو با تو حجابست، بجایی نرسید پشت پایی بزدیم از همه بیزار شدیم
💡 تا نخوردی پشت پایی از جهان خویش را زین گوشه گیری وارهان
💡 همه همچو دستار خود روی دستی همه همچو شلوار خود پشت پایی
💡 دامن خضر رها کن که دلیل تو بس است پشت پایی که بر این عالم باطل زده ای
💡 ماهرویی و ازین رو ای پسر مهر و مه را پشت پایی می زنی
💡 او با یک حرکت ناگهانی و پشت پایی استوار، توپ را از مقابل حریف ربود و فرصت طلایی برای حمله به سمت دروازه فراهم کرد.
💡 در برخی از مبارزات سنتی، استفاده از تکنیکهای پشت پایی برای زمین زدن حریف، یکی از مهارتهای اصلی و بسیار مهم محسوب میشد.
💡 وقتی که او با پشت پایی محکم به توپ ضربه زد، تمام تماشاگران ورزشگاه از شدت هیجان و دقت آن حرکت، غرق در تشویق شدند.